Loading...

راهکارهایی برای بهبود اکوسیستم استارت آپی کشور

راهکارهایی برای بهبود اکوسیستم استارت آپی کشور

 توسعه بدهیم یا ندهیم ؟

براساس گزارش های منتشر شده از سی بی اینسایتس تعداد 504 کسب و کار نوآور یونیکورن به ارزش 1598 بیلیون دلار تا نوامبر سال 2020 شناسایی و ثبت شده اند. در حال حاضر، بایتدنس چین با ارزش 140 بیلیون دلار (هکتاکورن)، دی دی چاکسینگ با ارزش 62 بیلیون دلار، اسپیس ایکس با ارزش 46 بیلیون دلار، استریپ با ارزش 36 بیلیون دلار و ایربی ان بی با ارزیش 18 بیلیون دلار ( دکاکورن ) در رأس قرار دارند. در حال حاضر ، آمریکا با 228 مورد، خاستگاه بیشترین تعداد یونیکورن ها در دنیاست و پس از آن چین با 122 یونیکورن در جایگاه دوم ایستاده است. 

مسلماً ابزارهای رسیدن به چنین رشد چشمگیری، علاوه بر ایده، استعداد و سرمایه و وجود اکوسیستم استارت آپی حمایتی است. بر اساس رتبه بندی صورت گرفته در سال 2020، دو منطقه سیلیکون ولی و نیویورک در صدر برترین کوسیستم‎ های استارت آپی دنیا هستند. اگر زمانی سیلیکون ولی مهد پرورش یونیکورن هایی با ارزش بیش از یک میلیارد دلار بود، امروز شرایط فرق کرده و اکوسیستم استارت آپی دنیا شاهد رشد دکاکورن ها و هکتاکورن هاست . 

در ایران نیز از زمان شروع شکل گیری اکوسیستم استارت آپی به تدریج شاهد برگزاری استارت آپ ویکندها، سرمایه گذاری خطرپذیر، حضور فرشتگان کسب و کار و تشکیل صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر، ظهور شتاب دهنده ها، انکوباتورها، مراکز نوآوری و فضاهای کار اشتراکی و غیره بوده ایم که نشان از رشد، تنوع و بزرگ شدن این بازار دارد. اما سوال اینجاست که اجزای تشکیل دهنده ی اکوسیستم استارت آپی در همه جای دنیا یکسان است، اما چرا برخی کسب وکارها در بالاترین سطح ممکن از نظر نوآوری هستند؟ و چطور می توان به توسعه سیستم های نوآور کمک کرد؟
مشخص است که تفاوت اکوسیستم های استارت آپی موفق با سایر اکوسیستم ها در نقاط دیگر دنیا، در اجزای تشکیل دهنده آنها نیست بلکه نحوه ترکیب و کنار هم قرار گرفتن این اجزا با هم متفاوت است. واقعیت این است که اکوسیستم استارت آپی کشور در این مدت فعالیت، با کمبودها، چالش ها و مشکلاتی مواجه بوده و هنوز تا ایده ال فاصله زیادی دارد. در این مقاله تلاش بر آن است تا با مرور مشکلات و موانع موجود، راهکارهای مناسب در راستای بهبود اکوسیستم استارت آپی کشور و توسعه آن ارائه شود. 
 از جمله موانع و مشکلات سر راه اکوسیستم استارت آپی کشور می توان به موارد زیر اشاره کرد: 

1-  ایده های تکراری: فرد یا تیم کارآفرین باید دغدغه ی نوآوری و ایده خلاقانه داشته باشد تا نتیجه کار اثر بخش باشد. آنچه که امروز جایگاه ویژه گوگل و اپل را مشخص کرده ایده خلاقانه و نه تکراری موسسان آنها بوده است. 
2-  توجه به منافع شخصی: بسیاری از افراد در جهت منافع شخصی، تمرکز کارآفرینان را به جای خلق ایده های نوآورانه و خلاق به سمت پاسخ به نیازهای بازار سوق میدهند. در نظر گرفتن منافع شخصی طبیعی است اما شکوفایی نوآوری به مقدار زیاد نیاز به از خود گذشتگی و کنترل نفس دارد. 
3- برداشت نادرست از واژه کارآفرین: لزوماً یک برنامه نویس خوب یک کارآفرین خوب نیست. در بسیاری مواقع تعدادی متخصص فنی کنار هم قرار می گیرند و بدون داشتن دانش کارآفرینی سعی در راه اندازی استارت آپ دارند و همین مساله منجر به شکست آنها می شود. 
4- فرهنگ نادرست استارت آپی: کپی برداری نادرست از کوسیستم استارت آپی موفق سیلیکون ولی باعث شده اصل واقعیت و فرهنگ آن، که تمرکز بر خلاقیت و نوآوری، سختکوشی و رقابت شدید در عین همکاری است، نادیده گرفته شود. 
5- بی تجربگی نیروی انسانی فعال در استارت آپ ها: آیا صرفاً دانش تئوری بدون تجربه کاری کافی در موفقیت استارت آپ موثر است؟ بسیاری از موسسان استارت آپ ها دانشجویان یا نیروهای فنی در ابتدای کار و جوان هستند و به دلیل نداشتن تجربه کافی و برقراری ارتباط شکست آنها اجتناب ناپذیر است. 
6- همکاری و تعامل نامناسب بین کارآفرین و نیروهای فنی: از آنجا که کار آفرین با ایده وارد می شود و تمام کارهای راه اندازی با تیم فنی است، نیروهای فنی چنین تصور می کنند که سایر بخش های شرکت زائد بوده و سایرین کار خاصی انجام نمی دهند و در صورت تایید محصول از جانب آنها، موفقیت استارت آپ حتمی است و از طرف دیگر کارآفرینان نیز نگاهی مشابه و ساده انگارانه نسبت به بخش فنی دارند. این عدم تعامل و اعتماد کافی مابین این عناصر در نهایت منجر به موفقیت نخواهد شد. به هر حال، برای تحقق این ایده زنجیره ای از هماهنگی ها باید ایجاد شود و موفقیت نوآری در گرو همگرایی رشته ها و افراد مختلف و نوع خاص از تعامل بین افراد است. شرکت استارت آپی موفق تنها بر اساس قرارداد بین افراد شکل نمی گیرد بلکه بر پایه مفهومی بالاتر یعنی روابط انسان ها ساخته می شود. از این رو برای نوآوری باید روابط مناسب بین افراد شایسته و در زمان درست بررقرار شود. 
7- عدم تعادل در بازار: مشکلات و اتفاقات سیاسی منجر به تردید بسیاری از نیروهای متخصص و ماهر و با تجربه برای شروع کسب وکار جدید می شود، در حالی که استارت آپ نوآور و موفق با تردیدها برخورد می کند و سعی دارد با ایده خلاقانه خود از این شرایط بیشترین بهره را ببرد. در صورت شکل نگرفتن استارت‎آپ و قبول ریسک و خطر پذیری، سایر بخش های اکوسیستم (مراکز رشد، شتاب دهنده ها، سرمایه گذاران خطرپذیر و غیره) نیز کارایی نخواهد داشت . 
8- نبود تناسب بین نیاز بازار کار و رشته های دانشگاهی: اصولاً راه اندازی یک استارت آپ به مجموعه ای از تخصص ها و مهارت های متعدد در مراحل مختلف رشد و چرخه حیات خود نیاز دارد: مهارت های نرم و ارتباطی، مدیریت، رهبری، مسائل حقوقی و ....
اما متاسفانه کمبود متخصص به چشم می خورد و این به دلیل ناهماهنگی بین شناخت نیاز بازار و سرفصل دروس آموزشی در دانشگاه ها و موسسات آموزشی و نیز آموزش ندیدن نیروی تحصیل کرده در بازار کار است. بایستی بین دانشگاه ها و بازار کار ارتباط برقرار باشد و نیروهای مناسب و متخصص به صورت هدفمند تربیت شوند. 
9- محدود بودن فضای استارت آپی به چند زمینه خاص: فضایی که اکثر استارت آپ های کشور وارد شده اند در حوزه تجارت الکترونیکی و اقتصاد اشتراکی مثل توزیع غذا، اشتراک ابزار، رانندگی و غیره است. در حالی که در اکوسیستم استارت آپی موفق دنیا در زمینه های مختلف و روی استارت آپ های گوناگون سرمایه گذاری می شود تا تجربه های مختلف کسب شود و در کلیه زمینه ها امکان نوآوری وجود داشته باشد. 
10- دخالت دولت و نهادهای انحصار طلب: کارآفرینان باید از دخالت دولت در امان باشند تا جلوی رشد استارت آپ هایی با ایده های خلاقانه گرفته نشود و با انواع مجوزهای دست و پاگیر یا تملک ایده و مالکیت معنوی آن باعث دلسردی و خاموشی نوآوری نشوند.
11- نداشتن سرمایه گذار و شتاب دهنده با کیفیت بالا که بتوانند استارت آپ ها را در رشد و حضور در بازار بین المللی یاری کنند. 
12- گسترش نیاتن روابط بین استارت آپ ها: ارتباط و تبادل اطلاعات بین استارت آپ ها و تشکیل پل های انسانی باعث تقویت و موفقیت استارت آپ می شود . نزدیک کردن فاصله های اجتماعی همکاری و ارتباط را بیشتر می کند و به ترویج نوآوری می انجامد. تعامل با افراد مختلف باعث باز شدن ذهن و اصلاح مدل کسب وکار می شود. این امر نیازمند تقویت فرهنگ مشارکتی است که انکوباتورها وفضاهای کار اشتراکی برای رسیدن به این هدف می توانند موثر باشند. فرهنگ از طریق دستور العمل های بالا به پایین خلق نمی شود بلکه از طریق کارکرد عملی آن، از الگوهای موفق حاصل می شود. 
13- پراکندگی نامناسب استارت آپها در کشور: آمارها نشان می دهد تمرکز بیشتر استارت آپ ها و شرکت های فناوری بزرگ در تهران است. وجود امکانات ایده پردازی مثل برگزاری رویدادهای کارآفرینی مختلف و رسانه های استارت آپی که فرایند ایده پردازی در بین افراد را تشویق می کنند. در سایر شهرهای کشور دیده نمی شود. شهرهای دیگر حتی مشهد و شیراز نیز در این زمنیه دارای خلأهای غیر قابل انکاری به ویژه در حوزه تأمین اعتبار ایده پردازی و تشکیل تیم هستند. هر چند نیروهای خلاق و افراد با انگیزه و مستعد و صاحب ایده بسیاری در سراسر کشور می توان یافت، اما به سبب تمرکز کلیه امکانات در پایتخت از آن بی بهره هستند. 
14- تراکم و انباشت شتاب دهنده ها و سرمایه گذاران خطرپذیر در یک منطقه: در سال های اخیر شتاب دهنده ها و سرمایه گذاران خطرپذیر در تهران متراکم شده اند و سایر شهرهای بزرگ فاقد شتاب دهنده بوده یا اگر هم وجود دارد، استارت آپ ها شناختی نسبت به آن ندارند. 
15- رشد نامتوازن نهادهای پشتیبان: در اکوسیستم استارت آپی نهادهای پشتیبانی بسیاری از انکوباتورها شتاب دهنده ها فضاهای کار اشتراکی مراکز نوآوری و غیره وجود دارند که می کوشند با فراهم کردن محیط مناسب، تجهیزات لازم، مشاوره و راهنمایی های لازم و تسهیل فرایند سرمایه گذاری به استارت آپ  کمک کنند . رشد قارچ گونه این نهادها و اختصاص فضا به آنها، چه به صورت مستقل چه وابسته به سازمان بزرگ خصوصی یا دولتی مثل دانشگاه ها، تنها در صورتی می تواند خروجی مطلوب داشته باشد که فضای حاکم بر آنها و نحوه ارتباط شان با سایر اجزای اکوسیستم به خوبی تعریف شده باشد. منتورها و مشاوران در اطراف هر شرکت استارت آپی نقش مهمی دارند. مبنی بر اکوسیستم های استارت آپی موفق، اگر بین کارآفرین و منتورها و مشاوران اعتماد برقرار باشد، احتمال اینکه راهنمایی های آنها مقبول واقع شود بیشتر خواهد بود. 
16- عدم تعامل موثر مابین شتاب دهنده ها و دولت: در کشورهای توسعه یافته نگاه دولت به اکوسیستم استارت آپی همواره در راستای ایجاد فضای امن و حمایت حداکثری بوده است این نگاه امکان تبدیل ایده به کسب و کار را فراهم می کند تا تیم های استارت آپی با خیال راحت به آنچه می خواهند بپردازند. بدین صورت دولت های کشورهای توسعه یافته با اتکا به آینده نگری، مابین استارت آپ ها و کسب و کارهای متوسط و کوچک تفاوت قائل می شوند و به جای اینکه استارت آپ در گیر مشوق های دولتی و فرایندهای اداری پیچیده شود، از بخش خصوصی استفاده می کند تا فرصت ورود به اکوسیستم استارت آپی را پیدا کند و تا زمانی که استارت آپ به شرکت تبدیل شود، شتابدهی آن را واسپاری می کنند. این رویکرد در کشورهای توسعه یافته ابعاد وسیعی دارد و از هماهنگی و تعامل یکچارچه بخش های مختلف دولت گرفته تا ر اه اندازی فرا صندوق ها را شامل می شود. در تمامی این رویکردها، دولت بخش خصوصی را فرا می خواند و از آنها درخواست مشارکت می کند. از این رو تعامل موثری مابین شتابدهنده ها و دولت شکل می گیرد. اما در غیاب چنین نگاهی از سمت دولت، فرایند تبدیل ایده به کسب وکار و استارت آپی در قالب شرکت به تعویق می افتد چرا که موسسان استارت آپ احساس می کنند در خارج پیله ابریشمی اکوسیستم تمامی کسب وکارها به یک چشم دیده می شوند. بنابراین ترجیح می دهند شرکت خود را ثبت نکنند یا در صورت ثبت، فعالیت های خود را به طور شفاف ارائه ندهند. 
کار آفرینان باید از دخالت دولت در امان باشند تا جلوی رشد استارت آپ هایی با ایده ای خلاقانه گرفته نشود و با انواع مجوز های دست و پا گیر باعث دلسردی و خاموشی نوآوری نشوند.

مشخص است که چنین رفتاری سبب سردرگمی دولت در ارزیابی و شناسایی فعالیت های استارت آپی، حراست مالکیت ایده ها و دعوت از بخش خصوصی می شود. در چنین فضایی استارت آپ ها نیز باید با مشوق های دولت خداحافظی کنند چون این حمایت دولت حاصلی جز رانت نخواهد داشت. 
به هر حال اکوسیستم استارت آپی کشور جوان است و تا رسیدن به وضعیت مناسب و مشابه اکوسیستم های استارت آپی موفق دنیا فاصله دارد. در ادامه با شناخت کمبودها و مشکلات موجود در اکوسیستم کشور، اصول پایه ای که می تواند در بهبود و موفقیت بیشتر اکوسیستم استارت آپی کمک کننده باشد، آشنا می شویم :

1- یک اکوسیستم نوآور موفق باید بتواند ضمن داشتن اجزای اصلی( ایده، استعداد و سرمایه ) در زمینه های مختلف سرمایه گذاری کند، تجربه های متفاوت به دست آورد، از تجربیات دست اول خود در توسعه و همکاری استفاده کنند، مهارت های مختلف داشته باشند و افراد دارای تخصص های مختلف را جذب کنند. زمانی منتور یا مشاور می تواند به خوبی به شرکت استارت آپی کمک کند که تجربه ای مشاوره‎ای گوناگون داشته باشد و به هزاران کارآفرین و نوآور آموزش داده باشد. 
2- صرف داشتن یک ایده خوب یا فناوری عالی و وجود استعداد فنی برای به عرصه رساندن نوآری کافی نیست . باید به سایر بازیگران برای پرورش کسب وکار نوپا دسترسی داشت. حضور مجموعه ای از افراد باهوش و مستعد به معنی آن نیست که سرمایه یا سایر عناصر ضروری موفقیت به صورت طبیعی شکل می گیرید و این موضوع نمی تواند متضمن تاسیس شرکتی موفق باشد که وارد بازار شود و سود برسد.
3- زنجیره ای از تعاملات و هماهنگی‎ها و ارتباطات انسانی لازم است تا یک ایده تحقق پیدا کند. شرکت‎ها بر اساس قرارداد بین افراد شکل نمی گیرند بلکه بر پایه چیزی فراتر یعنی روابط بین افراد به وجود می آیند. برای نوآوری باید روابط مناسب بین افراد شایسته در زمان درست برقرار شود. 
4- یکی از مهمترین زیر ساخت ها زیر ساخت انسانی است که افراد با توانایی های ژرف و مرتبط در علوم مختلف، مجموعه ای از متخصصان که شبکه ای از فعالیت ها را می سازند، گرد هم آمده اند تا بتوانند به همکاری با کارآفرینان و استارت آپ ها بپردازند. نکته مهم این است که باید ارتباط بین این مراکز با دانشگاه ها برای جذب دانشجویان و متخصصان کارآزموده در زمینه های مختلف بالا رود و همکاری و تعامل مابین آنها افزایش یابد تا بدین ترتیب انتقال فناوری به درستی انجام شود. البته نباید تمام تمرکز بر تحقیقات علمی دانشگاهی یا درون شرکتی باشد تا به پیشرفت های جدید دست یابند، باید از هرگونه تحقیقاتی که می تواند بعداً نتیجه و ثمره آن را به شرکت ها باز گرداند حمایت کرد. بسیاری از استارت آپ های موفق امروز با ساختارهای غیر قراردادی و غیر خطی شکل گرفته اند نه تحقیقات دانشگاهی. 
5- برداشتن موانع و محدودیت های دولتی، اجرای ضعیف قوانین و مالیات های نامناسب و موانع مربوط به قوانین نیروی کار، مالکیت فکری و غیره، و به جای آن حمایت مناسب در زمینه آموزش و مهارت نیروی کار تحصیل کرده و سرمایه گذاری در تحقیقات که منجر به شکوفایی و نوآوری و توسعه اکوسیستم کشور شود. 
6- حذف موانع همکاری بین افراد : با توجه به تراکم امکانات و اکثر استارت آپ ها و سازمان های پشتیبان آنها در کلانشهرها می توان فرصت بهره برداری از نیروهای مستعد و خلاق در سراسر کشور را با حذف موانع جغرافیایی مهیا کرد. 
7- تعدیل نوع نگاه سرمایه پذیر و سرمایه گذار خطر پذیر: نگاه بیشتر کارآفرینان به سرمایه گذاران خطرپذیر به عنوان منبع پول است در حالی که این جز اکوسیستم در اکوسیستم های موفق دنیا می تواند نقش های دیگری همچون مربی، مشاور و غیره را نیز ایفا کند. 
8- افزایش سطح همکاری و تعاملات در اکوسیستم چرا که اگر هر یک از نهادها بخواهند به صورت انفرادی کار کنند عملاً اتفاق خاصی نمی افتد . 
9- توجه به اصل تنوع : سازمان ها می بایست با توجه به شرایط، استراتژ ی ها و زنجیر تأمین خود نوآوری را توسعه دهند و با تحلیل درست و بررسی شرایط بابت راه اندازی مواردی همچون شتاب دهنده، مرکز نوآوری، فضای کار اشتراکی و غیره هزینه کنند.

سخن آخر 

اکوسیستم استارت آپی اکوسیستمی است که در آن خلاقیت نیروی انسانی ، تیز هوشی تجاری، یافته های علمی و منابع سرمایه گذاری و سایر اجزا در کنار هم قرار می گیرند و با پرورش ایده های نوظهور آنها را به سرمایه گذاری های موفق تبدیل می کند. در این اکوسیستم تنها داشتن عناصر اولیه لازم ( ایده، زیرساخت، موسسات، تخصص و سرمایه) باعث موفقیت در نوآوری نمی شود. بلکه باید این عناصر به درستی در کنار هم قرار گیرند تا نتیجه مطلوب به دست آید. اکوسیستم استارت آپی نیازمند تنوع است و سازمان ها باید بدانند آنچه طراحی می کنند می بایست متناسب با نیاز در زنجیره ارزش آنها باشد. به عبارت بهتر، علاوه بر توجه به ابعاد نرم اکوسیستم نوآوری (وجود فرهنگ صحیح، تخصص و مهارت، همکاری و تعاملات مناسب و غیره) باید به ابعاد سخت این اکوسیستم( طراحی مراکز مختلف پشتیبان) نیز توجه کرد چرا که داشتن تنوع در مراکز طراحی شده ی اکوسیستم نوآوری بسیار حائز اهمیت است. 

برای دانلود مقاله کلیک نمایید.

مقالات مشابه
Too small!

MAKE YOUR BROWSER WINDOW WIDER

Please resize the browser window wider, you are not in mobile device. Switch to mobile device to see the mobile view.